تبليغاتX
دانشمندان و هنرمندان
شرح حال دانشمندان و هنرمندان و استادان معاصر
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 18:8  توسط پریسا تهرانی  | 

سلام دوستان

اول یه شعر از شفیعی کدکنی می ذارم و بعد اون آقا رو معرفی می کنم.

در روزهای آخر اسفند،
کوچ بنفشه های مهاجر،
زیباست.

در نیمروز روشن اسفند،
وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد،
در اطلس شمیم بهاران،
با خاک و ریشه
- میهن سیّارشان -
در جعبه های کوچک چوبی،
در گوشه ی خیابان، می آورند:
جوی هزار زمزمه در من،
می جوشد:
ای کاش…
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه ها
(در جعبه های خاک)
یک روز می توانست،
همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست.
در روشنای باران، در آفتاب پاک!
                                                                        استاد شفیعی کدکنی.

اما اون شخص که عکسشو گذاشتم دکتر سید حسین نصر هستش.

ازش چی می دونین؟

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 21:52  توسط پریسا تهرانی  | 

حالا نوبت به یه استاد دیگ است. عکسشو می ذارم بگین کیه.

این آقا رو کی می شناسه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 20:1  توسط پریسا تهرانی  | 

سلام

سپاسگذارم از حضورتون.

همونطور که حدس زدین نویسنده کتابهایی که اسمشونو آوردم دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن است که استاد دانشگاه تهران بوده. اون شخصیه که در طول زندگی علمی و فرهنگیش استقلال خودش رو حفظ کرده. هیچ وقت در زندگیش دچار انحراف نشده. به لحاظ شخصیتی فوق العاده انسان محترمیه.

 متانتی داره که حد نداره. اون یه مجله ای رو منتشر می کرد به نام هستی که بی نظیر بود.

از جوانی های اسلامی ندوشن

یکی از جنبه های جالب این استاد بزرگ اینه که ایران شناس بزرگیه. تاریخ ایرانو به دقت می شناسه و تحلیل های دقیقی داره. صداقتش هم معرکه اس. بذارین یه خبر خوبم بهتون بدم. قراره کتابی در مورد ایشون منتشر بشه که اسمش است: زندگی، عشق و دیگر هیچ!

راستی، می دونین دکتر شفیعی کدکنی در مورد این استاد بزرگ چی گفته؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 20:35  توسط پریسا تهرانی  | 

خوب عزیزان!

حالا می خوام برم تو نخ یه استاد دیگه. اگه گفتین کیه؟

اول چند تا از کتاباشو نام می برم: 

 ایران و تنهایی اش. ایران چه حرفی برای گفتن دارد؟ سفیر سیمرغ. بهار در پاییز. و مهم تر از همه روزها.

شناختینش؟

پس چند تای دیگه از کتاباشو اسم می برم:

زندگی و مرگ پهلونان در شاهنامه . در کشور شوراها . آزادی مسجمه. کارنامه سفر چین. ذکر مناقب حقوق بشر. ایران را از یاد نبریم. و...

چند تا از عکساشم می ذارم :

حالا بگین این ادم ممانی کیه؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 22:42  توسط پریسا تهرانی  | 

سلام دوستای گلم.

خوشحالم که تقریبا همه تون دکتر باستانی پاریزی رو می شناسین . حالا این استاد معروف و خیلی ارزشمندو براتون معرفی می کنم . قبل از هر چیز یکی از شعرهای استاد رو براتون می نویسم بعد وارد زندگینامش می شم. اون شعر اینه:

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می ریخت

بر سر ما ز در و بام و هوا گل میریخت

سر به دامان منت بود وز شاخ بادام

بر رخ چون گلت آرام صبا گل میریخت

خاطرت هست آن شب همه شب تا دم صبح

گل جدا، شاخه جدا، باد جدا گل می ریخت

نسترن خم شده، لعل لب تو نوازش می‌داد

خضر گویی به لب آب بقا گل می ریخت

زلف تو غرقه به گل بود و هر آنگاه که من

می زدم دست بدان زلف دو تا گل می ریخت

تو فرو دوخته دیده به مه و باد صبا

چون عروس چمنت بر سر و پا گل می ریخت

گیتی آن شب اگر از شادی ما شاد نبود

راستی تا سحر از شاخه چرا گل می ریخت؟

شادی عشرت ما باغ گل افشان شده بود

که به پای تو ومن از همه جا گل می ریخت

  دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی در سوم دی‌ماه ۱۳۰۴ در پاریز متولد شد.  تا پایان تحصیلات ششم ابتدایی در پاریز تحصیل کرد.

پس از پایان تحصیلات ابتدایی و دو سال ترک تحصیل اجباری، در سال ۱۳۲۰ تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی کرمان ادامه داد و پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۲۵ برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشتهٔ تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت.

او از نخستین ساکنان کوی دانشگاه تهران (واقع در امیر آباد شمالی) است. شعری نیز در این باره دارد که یک بیت آن این است:

فاش می‌گویم و از گفته خود شادم ساکن ساده‌دل کوی امیر آبادم

در ۱۳۳۰ از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و برای انجام تعهد دبیری به کرمان بازگشت. در همین ایام با همسرش، حبیبه حایری ازدواج کرد و تا سال ۱۳۳۷ خورشیدی که در آزمون دکتری تاریخ پذیرفته شد، در کرمان ماند.

وی کار خود را در دانشگاه تهران از سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجله داخلی دانشکده ادبیات شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ استاد تمام‌وقت آن دانشگاه بوده و رابطهٔ تنگاتنگی با این دانشگاه داشته‌است.

استاد باستانی پاریزی در مرداد ماه سال ۱۳۸۷ حکم بازنشستگی خود را، به صورتی غیرمترقبه و همزمان با بازنشستگی ۲۱ استاد دیگر دانشگاه تهران دریافت نمود.[۱]

وی یک پسر به نام حمید و یک دختر به نام حمیده دارد و در حال حاضر تابستان‌ها را نزد دخترش در تورنتو و زمستان‌ها را نزد پسرش در تهران سپری می‌کند.

شوق نویسندگی وی در دوران کودکی و نوجوانی در پاریز و با خواندن نشریاتی مانند حبل‌المتین، آینده و مهر برانگیخته شد. باستانی، اولین نوشته‌های خود را در سال‌های ترک تحصیل اجباری (۱۳۱۸ و ۱۳۱۹) در قالب روزنامه‌ای به نام باستان و مجله‌ای به نام ندای پاریز نوشت، که خود در پاریز منتشر می‌کرد و دو یا سه مشترک داشت.

اولین نوشتهٔ او در جراید آن زمان، مقاله‌ای بود با عنوان «تقصیر با مردان است نه زنان» که در سال ۱۳۲۱ در مجلهٔ بیداری کرمان چاپ شد. پس از آن به عنوان نویسنده یا مترجم از زبان‌های عربی و فرانسه مقالات بی‌شماری در روزنامه‌ها و مجلاتی مانند کیهان، اطلاعات، خواندنی‌ها، یغما، راهنمای‌کتاب، آینده، کلک و بخارا چاپ کرده‌است.

اولین کتاب باستانی پاریزی پیغمبر دزدان نام دارد که شرح نامه‌های طنزگونهٔ شیخ محمدحسن زیدآبادی است و برای اولین بار در سال ۱۳۲۴ در کرمان چاپ شده‌است. این کتاب تا کنون به چاپ شانزدهم رسیده‌است. وی تاکنون بیش از شصت عنوان کتاب تألیف و یا ترجمه کرده‌است. کتاب‌های باستانی پاریزی برخی شامل مجموعهٔ برگزیده‌ای از مقالات وی هستند که به صورت کتاب جمع‌آوری شده‌اند و برخی از ابتدا به عنوان کتاب نوشته شده‌اند.

از میان نوشته‌های او، هفت کتاب با عنوان «سبعهٔ ثمانیه» متمایز است که همگی در نام خود عدد هفت را دارند، مانند خاتون هفت قلعه و آسیای هفت سنگ. بعدا ًکتاب هشتمی با عنوان هشت‌الهفت به این مجموعهٔ هفت‌تایی اضافه شده‌است.

به جز کتب و مقالات، باستانی پاریزی شعر هم می‌گوید و اولین شعر خود را در کودکی در روستای پاریز و در آرزوی باران سروده‌است. منتخبی از شعرهای خود را در سال ۱۳۲۷ در کتابی به نام «یادبود من» به چاپ رسانده‌است. از جمله یکی از غزل‌هایش با مطلع «یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می‌ریخت» توسط مرحوم بنان در یادبود مرحوم صبا خوانده شده‌استکه من در اغاز نوشته آوردمش.

بر خلاف عمدهٔ کتاب‌های تاریخی که نثری سرد و سنگین دارند، بیشتر نوشته‌های تاریخی باستانی پاریزی پر از داستان‌ها و ضرب‌المثل‌ها و حکایات و اشعاری است که خواندن متن را برای خواننده آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کند.

به علاوه کتاب‌های باستانی پاریزی معمولاً پاورقی‌های بسیار مفصلی دارند که گاهی از خود متن هم مفصل‌تر است.[۲]

فهرست کتاب‌های باستانی پاریزی به این شرح است:
الف ــ مربوط به کرمان نخستین چاپ آثار
  1. پیغمبر دزدان (چاپ هفدهم ۱۳۸۲)۱۳۲۴
  2. نشریه فرهنگ کرمان (چاپ کرمان)۱۳۳۳
  3. راهنمای آثار تاریخی کرمان (چاپ کرمان)۱۳۳۵
  4. دوره مجله هفتواد (چاپ کرمان)۱۳۳۷ ــ ۱۳۳۶
  5. تاریخ کرمان (تصحیح و تحشیه تاریخ وزیری، چاپ چهارم، ۱۳۷۴)۱۳۴۰
  6. منابع و مآخذ تاریخ کرمان۱۳۴۰
  7. سلجوقیان و غز در کرمان (چاپ دوم ۱۳۷۳)۱۳۴۳
  8. فرماندهان کرمان (تصحیح و تحشیه تاریخ شیخ یحیی، چاپ سوم، ۱۳۷۱)۱۳۴۴
  9. جغرافیای کرمان (تصحیح و تحشیه جغرافی وزیری، چاپ پنجم، ۱۳۸۴)۱۳۴۶
  10. گنجعلی خان (چاپ سوم ۱۳۶۷)۱۳۵۳
  11. وادی هفت واد (انجمن آثار ملی، جلد اول)۱۳۵۵
  12. تاریخ شاهی قراختائیان۱۳۵۵
  13. تذکره صفویه کرمان۱۳۶۹
  14. صحیفه الارشاد (پایان صفویه)۱۳۸۴

ب ــ مجموعه هفتی

خاتون هفت قلعه (چاپ ششم ۱۳۸۰)۱۳۴۲

  1. آسیای هفت سنگ (چاپ هفتم ۱۳۸۳)۱۳۵۰
  2. نای هفت بند (چاپ ششم ۱۳۸۱)۱۳۵۳
  3. اژدهای هفت سر (چاپ پنجم ۱۳۸۴)۱۳۵۵
  4. کوچه هفت پیچ (چاپ ششم ۱۳۷۰)۱۳۵۵
  5. زیر این هفت آسمان (چاپ پنجم ۱۳۶۸)۱۳۵۸
  6. سنگ هفت قلم (چاپ سوم ۱۳۶۸) ۱۳۵۸
  7. هشت الهفت (چاپ دوم ۱۳۷۰)۱۳۶۳

ج ــ سایر کتب:

  1. یادبود من (مجموعه شعر)۱۳۲۷
  2. ذوالقرنین یا کوروش کبیر (ترجمه، چاپ نهم ۱۳۸۴)۱۳۳۰
  3. یاد و یادبود (مجموعه شعر، چاپ دوم، ۱۳۶۴)۱۳۴۱
  4. محیط سیاسی و زندگی مشیرالدوله (چاپ دوم، جیبی ۱۳۴۱)۱۳۴۱
  5. اصول حکومت آتن، ترجمه از ارسطو۱۳۴۱ (با مقدمه استاد دکتر غلامحسین صدیقی، چاپ چهارم ۱۳۸۳)
  6. تلاش آزادی (چاپ هفتم ۱۳۸۳، برنده جایزه یونسکو)۱۳۴۷
  7. یعقوب لیث (چاپ هشتم ۱۳۸۲)۱۳۴۴ (این کتاب به زبان عربی ترجمه و در قاهره چاپ و منتشر شده‌است. ۱۹۷۶)
  8. شاه منصور (چاپ ششم ۱۳۷۷)۱۳۴۸
  9. سیاست و اقتصاد عصر صفوی (چاپ پنجم ۱۳۷۸)۱۳۴۸
  10. اخبار ایران از ابن اثیر (ترجمه الکامل، چاپ دوم ۱۳۶۴)۱۳۴۹
  11. از پاریز تا پاریس (چاپ هشتم ۱۳۸۱)۱۳۵۱
  12. شاهنامه آخرش خوش است (چاپ ششم ۱۳۸۳)۱۳۵۰
  13. حماسه کویر (چاپ چهارم ۱۳۸۲)۱۳۵۶
  14. تن آدمی شریف است...۱۳۵۷
  15. نون جو و دوغ گو (چاپ پنجم ۱۳۸۳)۱۳۵۷
  16. جامع المقدمات (چاپ دوم ۱۳۶۷، جلد دوم ۱۳۷۳)۱۳۶۳
  17. فرمانفرمای عالم (چاپ چهارم ۱۳۷۷)۱۳۶۴
  18. از سیر تا پیاز (چاپ سوم ۱۳۷۹)۱۳۶۷
  19. مار در بتکده کهنه (چاپ سوم ۱۳۸۰)۱۳۶۸
  20. کلاه گوشه نوشین روان (چاپ سوم ۱۳۸۰)۱۳۶۹
  21. حضورستان (چاپ دوم ۱۳۷۰)۱۳۶۹
  22. هزارستان (چاپ دوم ۱۳۸۲)۱۳۷۱
  23. ماه و خورشید فلک (چاپ دوم ۱۳۷۶)۱۳۷۱
  24. سایه‌های کنگره (چاپ دوم ۱۳۷۶)۱۳۷۱
  25. بازیگران کاخ سبز (چاپ دوم ۱۳۸۴)۱۳۷۳
  26. پیر سبزپوشان (چاپ دوم ۱۳۷۹)۱۳۷۳
  27. آفتابه زرین فرشتگان (چاپ دوم ۱۳۷۷)۱۳۷۳
  28. نوح هزار طوفان (چاپ دوم ۱۳۸۰)۱۳۷۵
  29. در شهر نی سواران (چاپ دوم ۱۳۷۸)۱۳۷۷
  30. شمعی در طوفان (چاپ دوم ۱۳۸۳)۱۳۷۸
  31. خود مشت مالی۱۳۷۸
  32. محبوب سیاه و طوطی سبز۱۳۷۸
  33. درخت جواهر (چاپ دوم ۱۳۸۳)۱۳۷۹
  34. گذار زن از گدار تاریخ (چاپ دوم ۱۳۸۴)۱۳۸۱
  35. کاسه کوزه تمدن۱۳۸۱
  36. پوست پلنگ۱۳۸۱
  37. حصیرستان (چاپ دوم ۱۳۸۴)۱۳۸۲
  38. بارگاه خانقاه۱۳۸۴
  39. هواخوری در باغ با گوهر شب چراغ۱۳۸۴

اینم چند تا عکس خفن از استاد:

حالا بازم منتظر نظراتتون هستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 23:14  توسط پریسا تهرانی  | 

خوب دوستای عزیزم.

حالا می رسیم به آشنایی با یه استاد تاریخ که دومی نداره. این دفعه می خوام اسمشو نگم ببینم می شناسینش؟

اون کسی یه که کتاب پیغمبر دزدان رو نوشته با حماسه کویر و تلاش آزادی.

برای اینکه بهش نزدیک تر بشین عکسشم می ذارم.

یه عکسه دیگه هم ازش می ذارم که کنار شفیعی کدکنی و وهوشنگ ابتهاجه:

حالا بگین کیه تا من ازش براتون بنویسم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 10:17  توسط پریسا تهرانی  | 

ازتون ممنونم که درباره هوشنگ مرادی کرمانی نوشتین و نظر دادین. مدیون همه تونم. چون اینقدر به این بحث علاقه نشون می دین در مورد این استاد یه خورده دیگه هم می نویسم.

تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش (روستای سیرچ) آغاز کرد و دوره متوسطه را در کرمان و تحصیلات عالی را در تهران طی کرد و در رشته زبان انگلیسی موفق به اخذ مدرک لیسانس شد. از سال ۱۳۳۹ در کرمان و همکاری با رادیو محلی کرمان نویسندگی را آغاز کرد، و در سال ۱۳۴۷ با چاپ داستان در مطبوعات فعالیت مطبوعاتی اش را گسترش داد. اولین داستان وی به نام " کوچه ما خوشبخت‌‏هاً در مجله خوشه منتشر شد که حال و هوای طنز آلود داشت. در سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ اولین کتاب داستان وی «معصومه» حاوی چند قصه متفاوت و کتاب دیگری به نام «من غزال ترسیده‌ای هستم» به چاپ می‌رسد.

در سال ۱۳۵۳ داستان «قصه‌های مجید» را خلق می‌کند که انعکاس زندگی حقیقی وی بود که همراه با «بی‌‏بی» پیر زن مهربان ،زندگی می‌‏کند. همین قصه‌ها ، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیب وی ساخت.اما اولین جایزه نویسندگی اش به خاطر «بچه‌های قالیبافخانه» بود که در سال ۱۳۵۹ جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه جهانی اندرسن در سال ۱۹۸۶ را به او اختصاص داد. این داستان سرگذشت کودکانی را بیان می‌‏کند که به خاطر وضع نابسامان زندگی خانواده مجبور بودند در سنین کودکی به قالیبافخانه‌ها بروند و در بدترین شرایط به کار بپردازند.

درمورد نوشتن این داستان می‌گوید:«برای نوشتن این داستان ماه‌‏ها به کرمان رفتم و در کنار بافندگان قالی نشستم تا احساس آنها را به خوبی درک کنم».درک و لمس آنچه که می‌‏نویسد از خصوصیات نویسندگی کرمانی است ،که در تمام داستان‌‏های او می‌‏توان احساس کرد.می توان گفت مرادی با تمام وجود می‌نویسد. برای جلد دوم «قصه‌‏های مجید» در سال ۱۳۶۰، لوح تقدیرشورای کتاب کودک را دریافت می‌کند و آثار او به زبان‌‏های هندی، عربی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی، هلندی و فرانسوی ترجمه می‌شود. اما اولین اثری که از او به زبان انگلیسی ترجمه شده بود داستان «سماور» از «قصه‌های مجید» بود که برای یونیسف فرستاده شد.

اما بهترین کتاب مرادی کرمانی «شما که غریبه نیستید» هستش که زندگی نامه خودشه و خیلی هم اثر گذاره. این کتاب «هوشنگ دوم» که صحبتشو کردم درست ادامه همون کتابه و قول می دم که همه تون از دیدنش حال می کنین. می گین نه؟ یه ۲۰ روز صبر کنین . اگه اثباتش نکردم بگین: ای نامرد!

حالا شوخی به کنار مرادی کرمانی آدمیه در ردیف عباس کیارستمی و حتی از اونم معروفتره.

خیلی دوستون دارم. نظرتون بگین. از کارم راضی هستین؟ نمره ام چنده؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 18:50  توسط پریسا تهرانی  | 

سلام بچه ها

از همه تون بابت نظراتی که دادین ممنونم. واقعا شرمندم کردین.

شخصیت بعدیکه می خوام براتون معرفیش کنم یه نویسنده است. همه تون اونو می شناسین . اسمش هوشنگ مرادی یه کرمانیه. هون که قصه های مجید رو نوشته و از روی کتاباش چندین فیلم سیاخته شده. او نویسنده ای است که در تمام دنیا می شناسنش.

 از دوست دادشم شنیدم قراره یه کتاب در مورد این نویسنده بزرگ چاپ بشه به نام «هوشنگ دوم» که به نمایشگاه هم می رسه.

نظرتونو درمورش برام بنویسین دوستان.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 12:9  توسط پریسا تهرانی  | 

از همه دوستان عزیز ممنونم که با نظراشون باعث می شن که من بیشتر و بهتر و البته با دقت تر حرف بزنم. هم دکتر شفیعی کدکنی و هم دکتر دینانی همونطور که می دونین کتابای زیادی دارن. من در بین اون همه کتاب از بعضیاشون خیلی خوشم اومده که یکیش سرشت و سرنوشته که چون الان در دستم نیس نمی تونم جلدوشو واستون بذارم ولی هستی و مستی رو با دقت خوندم و کتاب بی نظیریه می تونم بگم کتابی مثل اون نخوندم. امروز اونو تو دانشگاه دادم اسکن کردن که جلدشو واستون می ذارم.

حالا دارم فکر می کنم که استاد و دانشمند بعدی رو چه جوری براتون معرفی کنم. شما ها نمی خواین پیشنهادی بدین منو راهنمایی کنین؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 22:45  توسط پریسا تهرانی  |